تبليغاتX
نی محزون -

 چنین نیست؟

ما زاده ی جبریم و اسیریم ... چنین نیست؟

ای کاش بمیریم و نمیریم ... چنین نیست؟

تکرار فرازیم و فرودیم ... کجاییم ؟ 

ما زخمی پرواز و به زیریم ... چنین نیست؟

با پنبه بریدند سر از ما ... همه روباه

ما لایق یک پنجه ی شیریم ... چنین نیست؟

ما خسته نشستیم که تیمار شود دل

تا خرده به دلدار نگیریم ... چنین نیست؟

مختار نبودیم که بردند دل از ما ...

مجبور و خماریم و خمیریم ... چنین نیست؟

از باده گذشتیم ... کمی آب ... خدایا !

حیران عطش ... ردّ کویریم ... چنین نیست؟

پوشیده چو بر ما رخ آیینه ی اسرار 

ما خیره بر اسرار مسیریم ... چنین نیست؟

جمعی به زر و زور رسیدند٬ به تزویر

ما در سفر عشق سفیریم ... چنین نیست؟

عشق است سرانجام ... که بی عشق هلاکیم

ای عشق بسوزان که دلیریم ... چنین نیست؟

نوشته شده توسط حسین
+ نوشته شده توسط ا.بختیاروند در پنجشنبه 1387/11/24 و ساعت 11 PM |